تبليغاتX
تـوپــولــو2008
 

خاطره از احسان جان ( هفته ای یکبار هم فاطمه خانم میاید )

من حدود 31 سالمه و دارای یک زن ویک فرزند 3 ساله هستم یکسال پیش من در شرایط بسیار بد اقتصادی بودم و مشکل مالی شدیدا مرا اذیت می کرد حتی دوبار به خاطر چکهای بی محل به زندان افتادم اما یک اتفاق مسیر زندگی من رو عوض کرد یک روز که در خانه بودم یکی از دوستان همکار خانمم زنگ زد و من هم گوشی رو دادم به همسرم که حرف بزند در ضمن حرفهاشون دیدم حرفهای یواشکی ردو بدل می شه و بعضی وقتها یواش هم حرف می زنند که من نشنوم البته با وجودی که تو اتاق بودم اما کم و بیش می شنیدم اما باز هم چیزی دستگیرم نشد بعد از اینکه خانمم تلفنش تموم شد رفتم پهلوش نشستم و گفتم چقدر با این فاطمه خانم حرف می زنی چی چی می گین آخه .خانمم گفت تو چکار داری به کار خانومها داشتی از مسایل خصوصی خودش حرف می زد به توچه ربطی داره اینو که گفت من بیشتر کنجکاو شدم که بدونم چه خبره خلاصه دو سه روز رفتم زیر زبون خانم تا بفهمم مشکل این خانم چیه و اگه کمکی از دستم بر میاد بکنم تا آخر کار خانمم گفت بابا این شوهرش طلاقش داده الان 3 ساله که طلاق گرفته مشکلش هم شوهره من بهش گفتم آخه یه زنه 40 ساله که دیگه شوهر گیرش نمیاد اونم با این قحطی شوهر دخترای 20 ساله شوهر گیرشون نمیاد چه برسه با این فاطمه خانم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

 

 

خاطره از دختر مذهبی00دوباره در دین قوی شدم قویتر از پیش00

سلام من یک دختر مذهبی بودم . نزدیک های 13 سالگی بود که حس جنسیم بالا رفته بود . در مقابل همه رفتار های پسر ها دوست داشتم عکس العمل نشون بدم . نمیدونم چرا ؟ ولی اصلا دست خودم نبود . با این که میدونستم این کار گناه داره ولی کم کم به خودم اجازه میدادم نامه هاشونو بخونم . کم کم از دین کنار رفتم . نماز صبحم قضا میشد . نمازای دیگه رو هم با کسالت و خستگی میخوندم . تا این که پسر همسایمون برام نامه نوشت که میخواد با من زنا کنه . من خیلی از این کارش بدم اومد . اون روز که رفتم سر کلاس زنگ تفریح از معلم دینی مون پرسیدم که : آدم اگر بخواد تو این سن از اعمال جنسی کثیف بیاد بیرون چیکار باید کنه ؟ معلممون هم گفت باید روزه بگیره بعد هم که خواستگار اومد بهانه گیری نکنه و زود بره خونه شوهر تا که خدایی نکرده به گناه نیفته .

درسته که وقتی نامه پسره همسایمونو خوندم کلی ناراحت شدم ولی کم کم به این نتیجه رسیدم که اون هم حق داره . با این وضع دخترای سکسی که توی خیابونان و این همه فیلم س وپ ر که مثل نقل و نبات بین پسراست . چجوری جلوی خودشو بگیره . خوب اونم حق داره که عکس العمل نشون بده . خب منم حق دارم من هم حس جنسی دارم من هم یه دختر جوونم من هم باید جواب نامشو بدم ...

باقي داستان در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

خاطره از عباس جان00 از استمنا تا ازدواج دائم 00

سلام . اسم من عباس است 24 سال دارم از سال 76 تا اسفند ماه سال 84 به عادت زشت استمنا مبتلا بوده ام اما به برکت ازدواج موقت توانستم این عمل نکوهیده را ترک کنم . شاید باورتان نشود که به اندازه موهای سرم توبه کرده بودم و شکسته بودم . هیچگاه فکر نمی کردم میل جنسی من بگذارد که سالم زندگی کنم ..... در بهمن ماه 84 بود که یکی از دوستان خوب که واقعا دستش درد نکند آدرس وبلاگ ضرر های جلق را به ایمیلم فرستاد . خوب بعد با وبلاگ ترک عادت زشت جنسی آشنا شدم و با اینکه خیلی از آن توصیه ها برای من تکراری بود اما یک بار دیگر به قول شما به خدا توکل کردم و برای اولین بار به بقیه الله(ع) توسل کردم و توانستم 1 ماه بدون هیچ گونه عمل جنسی دوام بیاورم . 1 ماه دوری از مسائل جنسی برای من مدت زیادی بود که در طول 6 سال قبل برای من بی سابقه بوده . همان روز ها هم خانمی به من میل فرستاد و گفت شما که در وبلاگ خواستگاری کرده ای اگر واقعا مایلی شماره ات را برای من بفرست چون با هم همشهری هستیم . خوب سه روز بعد از فرستادن شماره ام اون خانوم با من تماس گرفت و با گذاشتن قرار ملاقات در شهرمان شیراز من برای اولین بار تونستم به طور حلال و اسلامی از جنس مخالفم بهره جنسی ببرم و همدیگرو هم از لحاظ عاطفی و هم از لحاظ جنسی تامین کنیم . خوب اول اون دختر رو سه ساعت صیغه کردم ولی بعد از سه ساعت فکر کردیم که خیلی به هم محتاجیم و بعد صیغه دو ماهه خواندیم . به هر حال وبلاگ های شما زندگی جنسی من و اون خانوم را تغییر داد چون بعد ها فهمیدم که خود اون خانوم هم برای ارضای خود استمنا می کرده . به هر حال اون خانوم دیگه با من غریبه نیست و خانومم است چون هم اکنون با هم زن و شوهر موقت هستیم و قرار است که 17 مرداد همین امسال با هم برای همیشه ازدواج دائم کنیم . از شما آقا حمید و از تمام کسانی که کمکتان کردند از صمیییییییییییییم قلللللللللب سپاسگذارم . و مطمئن باشید در آینده به فرزندانم می آموزم که همیشه از راه درست که همان ازدواج و ازدواج موقت است لذت جنسی ببرند.

نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

مرحوم قوچانی00شب جمعه در مدرسه ۰۰۰حوری بهشتی

به نام خدا
(آیت الله قوچانی وپاداش ازدواج موقت)پاسخ خدا به شک من
سلام من احمدرضا-ا هستم مدتی است با وبلاگ شما آشنا شده ام. دید من به ازدواج موقت متحول شده واین مقوله برای این حقیر از یک مشکل اجتماعی فکری اعتقادی به
تنها راه نجات جامعه جنسی ایران تبدیل شده است
از مدتی قبل سعی برای انجام این عمل مستحب را آغاز نمودم.(صحبت با دوستان افراد آگاه ومؤمن ومطلع و حتی خانواده )امّا در نظر همه آنها من ناشکیباومنحرف جلوه می کردم  نه متعهّد و  صبور.بعد از تحقیقاتی متوجه شدم تقریبا ً کل دفاتر ثبت ازدواج در شهرکرد از صدور صیغه نامه خوداری می کنند و این کار در شهرکرد نشدنی به نظر می رسید
امّا نکته جالب و خاطره من:
7-8 روز قبل از کنکور کاردانی به کار شناسی 85 درمورد ازدواج موقت و محاسن آن با دوست صمیمی ام محمد(مذهبی وکمی متعصب) صحبت می کردم.او ازدواج موقت را مستحبی بزرگ می دانست که در شهرکرد و کلا ًدر جامعه فعلی ایران انجام آن حماقتی بزرگ است. او بهترین راه موجود را خویشتن داری وشکیبایی تا فراهم شدن شرایط ازدواج دایم می دانست  
او طوری صحبت کرد که انگار که من فردی ناشکیبا هستم که نمی توانم خودم را کنترل کنم و جلوی خدم را بگیرم . خلاصه خیلی حالم گرفته شد که نظر صمیمی ترین دوستم اینگونه است.چند روز بعد (حدود 3 روز قبل ازکنکور)به همه چیز شک کردم و     
گفتم :خدایا نکند که من منحرفم . ....

باقي داستان در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

اولين خاطره رو از ازدواج موقت ميذارم:

خاطره از آقای شاکری ( ای کاش شب تشریف داشتین ، خوشحال میشدیم )

در همسایگی شرکتی که درش کار میکنم دفترخانه ای بود که صبح ها وقتی با اتوبوس واحد سر کار میرفتم بعضی وقتها خانمی رو میدیدم که دختر بچه 8 ساله ای همراهش بود که خودش هم کارمند دفتر خانه بود و دخترش هم در مدرسه دو تا خیابون بالاتر کلاس دوم ابتدایی بود.به مرور زمان با اون خانم و دخترش آشنا شدم و مخصوصا با دخترش صمیمیت بیشتری پیدا کردم و فهمیدم که پدرش دو سال قبل در تصادف فوت کرده...

)) باقي در ادامه مطلب ((

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

سلام

در پستهاي بعدي خاطرات به تفكيك قرار داده ميشود

نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

ترانه های کردی و زنگ موبایل چهارشنبه 1386/06/21 2:53

سلام

امروز براتون ترانه ی کردی توپ (تو مایه های پاپ)

و یه زنگ موبایل باحال آماده کردم

 

اول ترانه ی کردی :

۱) ترانه ای برای رقص کردی :     دانلود

۲)ترانه ای از بختیار صالح :          دانلود

۲) ترانه ای از زکریا :                  دانلود

۳) ترانه ای دیگر از زکریا :            دانلود 


خوب . . .

اینم یه زنگ باحال که با استفاده از یکی از ترانه های معروف ساختم .

بخش اصلی این زنگ رو ساز زورنا در سبک عربی تشکیل میده... به همراه سازهای ضربی دیگر

کم حجم و با زمان ۳۵ ثانیه

دانلود

 


 

نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

چند تا زنگ موبایل دوشنبه 1386/06/12 3:3
سلام چند تا زنگ موبایل باحال گذاشتم یکی از یکی بهتر

صدای قناری

 

صدای جیک جیک جوجه

 

صدای ریش تراش

 

صدای جیغ زدن یه زن

 

>>>>>     نظر یادتون نره    <<<<<

نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |

بازی فلش شنبه 1386/06/10 2:0

سلام . امروز چند تا بازی فلش باحال گذاشتم حال کنید....

 رو هر کدوم خواستید رایت کلیک کرده

 و save target as ... رابزنید 

3dcrates

 

 

Fight 2

نوشته شده توسط علی توپولو  | لینک ثابت |